سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
127
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
اين سخنان از مدينه به گوش ابو العباس و ابو جعفر منصور در عراق رسيد و خشم آنان را برانگيخت ؛ زيرا مىديدند سياست رفق و مدارا و دادن هدايا به علويان براى به دست آوردن دوستى آنان كارگر نيفتاده است . اما دو برادر عباسى چارهاى نداشتند جز اينكه سكوت اختيار كرده و كار علويان را به زمان مناسب واگذار كنند ؛ چرا كه دولت عباسى نوپا بود و مشكلات بسيارى پيش روى خود داشت . البته ابو جعفر منصور هنگامى كه عهدهدار خلافت شد ، دورانديشتر و راسختر از برادرش ، ابو العباس ، بود . او مىدانست كه بىتوجهى به امر علويان در اين موقعيت ، عواقب ناگوارى در پى خواهد داشت . به نظر او ، اين دور از حكمت بود كه به نشاط و فعاليت علويان بىتوجه باشد و آنان را به حال خود رها كند . « 1 » در سال 141 ق منصور در نظام ادارى حجاز تغييرى ايجاد كرد . حجاز در دورهء امويان و خلافت ابو العباس ، يك ولايت بود ، اما منصور آن را به دو ولايت تقسيم كرد ؛ مركز ولايت اول را مكه و مركز ولايت دوم را مدينه قرار داد و براى هركدام والى مستقلى تعيين كرد . « 2 » فرقههاى شيعه در ابتداى عصر عباسى اول تشيع در آغاز پيدايش به صورت انديشهاى ساده بود و مفهوم كلى آن اين بود كه « هركس معتقد باشد على عليه السّلام و فرزندانش برترين افراد بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و شايستهترين آنها به امامت هستند ، چنين شخصى ، شيعه است و اگر خلاف اين نظر را پذيرفته باشد ، يعنى با آنچه ذكر كرديم موافق نباشد ، او شيعه نيست . » « 3 » شيعيان در عصر اموى چندين فرقه شدند كه مشهورترين آنها عبارتند از : سبأيه ، اماميه ، كيسانيه و زيديه . شهرستانى مىگويد : « امورى كه شيعيان بر آن اتفاقنظر دارند ، وجوب تعيين امام ، منصوص بودن امامت و ديگرى ، عصمت است ؛ يعنى پيغمبران و امامان از گناهان صغيره و كبيره مبرايند ، و همچنين شيعيان به تبرّى و تولّى در قول و فعل و
--> ( 1 ) . جومرد ، ابو جعفر المنصور ، ص 181 . ( 2 ) . ابن حيان ، اخبار القضاة ، ج 1 ، ص 202 . ( 3 ) . ابن حزم ، الفصل فى الملل و النحل ، ج 2 ، ص 113 .